به نام خدا روز پنجشنبه هفتم تیر ماه ۱۳۶۸ در خانه نشسته بودم که انبوهی از گنجشک ها را دیدم که به دیوار خانه جمع شده اند و جاک و جیک میکنند دانستم که آنها ما را دیده اند برخاستم چون اصولاً با مار بد بود
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی


ابزارک تصویر
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی
برخیز ای دوست قدم در طلب یار نه که مهتاب امشب در آسمان است برخیز که نیمه شب صدا می زند که ای عاشق خفته، خواب بر تو حرام است وقتی راز نیاز است نه هنگام خواب دراز است.
چرا که یار در انتظار است نیمه شب بانگ بر آورد بر این دل که خطاست تن با آغوش بستر سپردن برخیز و رقیبان بین در این ره که چون آغوش به معشوق سپردن
۱۳۶۶/۶/۲۰نامه ای به خدانظر محمدی
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی


چه زیبا و دلپذیر است آنگاه که لبخند بر لب یک کودک می نشیند و چه شیرین و گواراست تبسم یک کودک وقتی که یک کودک می خندد چه معنا دارد خنده یک کودک حاکی از شادی و خوشحالی درون اوست وقتی یک کودک میخندد تمام وجود احساس او در خنده خلاصه می شود
بر روی ادامه نوشته کلیک کنید( ضربه بزنید) بزنید
برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی


برچسب:
نویسنده: نیکان محمودی